برگ اول

دفتر ثبت اولین روز از زندگی یک کتاب، یا یک کتاب چگونه متولد می شود؟

برگ اول

دفتر ثبت اولین روز از زندگی یک کتاب، یا یک کتاب چگونه متولد می شود؟

همه چیز از اون لحظه شروع شد. با باز کردن کتاب و خوندن اولین حروف و صفحه ی اولش.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان
پیوندها

دختری با گوشواره ی مروارید

جمعه, ۹ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۰ ق.ظ

سال ۱۶۶۴

 

 





مادرم نگفت که می­آیند. بعداْ اشاره کرد که نمی خواسته عصبی به نظر برسم. تعجب کردم، آخر فکر می­کردم مرا بهتر می­شناسد. غریبه ها معتقد بودند من آدم آرامی هستم. نوزاد که بودم گریه نمی­کردم. فقط مادرم متوجه آروارهء به­هم فشرده و گشادگی چشمان بیش از حد درشتم می­شد.

در آشپزخانه مشغول خُرد کردنِ سبزیجات بودم که صداها را از جلو درِ خانه شنیدم صدای زن، به صافی سطح برنج، و صدای مرد بم و خفه، همانند تختهء میزی که رویش مشغول کار بودم. از آن نوع صداهایی بود که به ندرت در خانهء ما شنیده می شد. می­توانستم قالی­های گرانبها، کتابهای قیمتی، مروارید و پوست خز را در صدایشان بشنوم.

خوشحال شدم که پیشتر، جلو پله های ورودی را حسابی ساییده بودم.




دختری با گوشوارهء مروارید

نویسنده: تریسی شوالیه

مترجم: گلی امامی

ناشر: چشمه

نوبت چاپ: هشتم، بهار ۱۳۹۶


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۰۹
نیلو فر

تریسی شوالیه

نظرات  (۱)

۰۹ آذر ۹۷ ، ۱۰:۳۴ هیوا جعفری
کتاب خوبی به نظر می رسه :)) مرسی از معرفی
پاسخ:
سلام. بله کتاب بدی نیست، خوبه. :) به نسبت اینکه از زمانی خیلی دورتر از امروز نوشته شده، اما توصیفات نویسنده خیلی خوب بودن. از روی این کتاب فیلم هم ساخته شده، امّا من کتابش رو بیشتر دوست داشتم.
خواهش می کنم. :)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی